الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

306

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

چون شير مىغريد تا اين كه از اطراف او پراكنده شده و بر او سبقت گرفتند و فهميدند كه او به جانب سپاه بصره چشم دوخته و پيرامون خودش را نمىبيند و جواب كسى را نمىدهد ، سرانجام پرچم را به پسرش محمد داد . و بعد خود آن حضرت به تنهايى بار دوم حمله كرد و ميانهء آن قوم وارد شد و قدم به قدم آن‌ها را با شمشير زد و مردان از مقابلش فرار مىكردند و به راست و چپ از دم شمشيرش مىافتادند به‌حدى كه صفحهء زمين از خون گشتگان رنگين شد ، سپس برگشت چون شمشيرش كج شده بود ، با زانويش راست كرد . پس يارانش پيرامون او را گرفتند و او را به‌خاطر جانش و حفظ اسلام به خدا سوگند دادند و گفتند : اگر به تو آسيبى برسد دين از بين مىرود ، تو باز ايست ما به‌جاى تو مىجنگيم . در پاسخ آن‌ها گفت : من آن‌طورى كه شما معتقديد نمىخواهم و جز خدا و سراى آخرت را طالب نيستم . آنگاه به محمدبن حنفيه گفت : پسر حنفيّه اين‌طور مىجنگى ! مردم با شنيدن اين سخن على گفتند : يا اميرالمؤمنين ! چه كسى مىتواند توانمندى تو را داشته باشد ؟ ! « 1 » 4 - همو مىگويد : پرچم سياه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله را كه معروف به عقاب بود به پسرش محمد داد و به حسن و حسين عليهما السلام فرمود : « به‌خاطر موقعيت شما نسبت به پيامبر پرچم را به برادرتان دادم و به شما ندادم » . « 2 »

--> ( 1 ) - شرح نهج‌البلاغه : 1 / 257 . ( 2 ) - شرح نهج‌البلاغه : 9 / 111 .